مقاصدی که با ۲ میلیون تومان میتوان به آنها سفر کرد
نظرات شما
- درباره گلمکان
ممكنه لطفا راجع به پوشش قديم و گويش مردم گلمكان وخلاصه پيشينه خيلي قديم مردم گلمكان اطلاعات بيشتري بدهيد سپاسگذارم
ندا
دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۰۷:۲۲:۰۹ - درباره روستای سیرچ
با سلام.مردم سیرچ مرمی فوقالعاده با حال با مرام و میهمان نواز.من دانشجوی رشته ی معماری هستم و اولین بار واسه پروزه ی درس روستا به اونجا رفته بودم.توصیه میکنم شما هم حتما برید.من که در اینده حتما مفصلا میرم...
lمحسن
سه شنبه ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۱۷:۳۶ - درباره محور بابلسر – فرح آباد و بهشهر – گرگان
اطلاع رسانی خوب نیست
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۰۵:۲۷ - درباره غار مغان
اینجانب راهنمای تور های داخلی و خارجی و غار نوردی دارای گواهینامه بین المللی -اطلاعاتی درباره غار مغان :1-حتما با چراغ قوه بسیار قوی وارد غار شوید 2-با تجهیزات و کفش لباس مناسب 3-تنها وارد غار نشوید سعی شود با افراد ی که قبلا رفته اند بروید مراقب باشید زیرا مسیر تاریک وکمی پیچ در پیچ می باشد -من در تاریخ 2/3/1392 به تازگی رفته ام که تا فاصله 500 متری غار مسیر را ادامه داده ام که تا حوضچه سوم یا ت
هادی اسماعیلی
شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۴۶:۲۰ - درباره قلعه لمبسر
باسلام،فکر نمی کنم نظری که من دادم غیر اخلاقی بوده باشه من از شما خواستم که این پست رو ویرایش کنید.
hasan
جمعه ۲۰ دي ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۵۱:۵۶ - درباره گور دختر
سلام ای کاش آدرس محلی اش را برامون میذاشتید .
نظری
دوشنبه ۰۹ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۲۰:۲۲:۱۱ - درباره جمعه مسجد اردبیل
سلام واسه من خیلی خوب اگه کلیپ هم دارید بذارید دارم روش کار میکنم ممنون
محمد حسین خانی
شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۲۸:۲۴ - درباره روستاي اشتبين
باسلام قابل ذكر است روستاي ياد شده جز آثار ملي به ثبت رسيده است ولي دريغ از كمترين امكانات براي مسافرين وتوريست كه جاي بسي تاسف است شبانه روزي تبليغ وشعار مي دهيم ولي هيچگونه امكاناتي براي مكانهاي تاريخي وتوريستي ايجاد نمي كنيم روستاي يادشده فاقد امكانات بهداشتي ،خدماتي ،رفاهي ،مسافرخانه و....مي باشد كه باعث نارضايتي مسافران وبازديد كنندگان مي گردد
محمد علي بابازاده
شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۱۱:۰۹ - درباره تپه خرمن
لطفا به همراه عکس باشد
نامی
پنجشنبه ۱۳ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۴۸:۱۳ - درباره نقش برجسته آبيدر
سلام نقشه نشون داده نمیشه لطفا درستش کنید با تشکر
مصطفی
سه شنبه ۰۴ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۰۹:۲۰:۰۳ - درباره محور بابلسر – فرح آباد و بهشهر – گرگان
اطلاع رسانی خوب نیست
سه شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۰۵:۲۷ - درباره تالاب عمارت
اصلا جالب نیست
مسعود
يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۰۰:۵۳ - درباره آرمگاه امامزاده سید محمد (ع)
اسلام علیک یااباجعفرسیدمحمدبن زیدبن امام علی بن الحسین (ع)
سه شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۸:۲۹ - درباره کوه هوار برزه
ادرش دقیق در مورد کوهها اعلام فرمائید نه مختصر از دیگر سایتها کپی نموده اید
يكشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۵۲:۰۷ - درباره آبشار یخی
Ho ho, who wlouda thunk it, right?
Anna
يكشنبه ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۱۴:۱۲ - درباره درباره ملاير
جاذبه اصلی ملایر پارک سیفیه را روی سایت بگذارید
جواد
يكشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۳۸:۰۸ - درباره پناهگاه حیات وحش میانکاله
میانکاله ماله بهشهره ساری فقط میدون ساعت داره
وحید
چهارشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۳۴:۴۲ - درباره خواجه اباصلت
با تشکر لطفا آدرس سایت را به نشانی http://www.abasalt.ir در مطلب خود بگنجانید
امور ریایانه آستانه خواجه اباصلت
چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۲۰:۰۶ - درباره بقعه مشهد اردهال
مشهداردهال- کربلای ایران و وجود سردابه ای مقدس که اجساد شهدای حضرت در آن قراردارد و حضرت آیت اله مرعشی نجفی نیز از آن بازدید داشته که بدنها تازه و سالم مانده اند. حتما به زیارت بروید.....
سعید
سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۴۳:۳۶
عبدا.. عامري |
|
عبدا.. عامري پيشينه: متولد 1301 تهران فارغ التحصيل دانشگاه هنرهاي زيبا شناخت رنگها در كودكي و در سنين هفت، هشت سالگي براي من اتفاق افتاد. يادم ميآيد صبح يك روز تابستاني، وقتي از خواب بيدار شدم، چشمم به ديوار كاهلگي روبهرو افتاد كه از باراني كه در نيمههاي شب باريده بود، هنوز خيس بود و نور آفتاب روي كاهها و سنگريزهها كه از دل ديوار بيرون زده بودند افتاد و تلفيق عجيبي از رنگهاي زرد طلايي، قهوهاي روشن، خاكستريهاي خوش رنگِ سنگريزهها با آبي لاجوردي آسمان، سبزي درختان و ابرهاي سفيد بهوجود آمده بود. اين تصوير براي هميشه در ذهنم ماندگار شد و از اين به بعد جهان رنگها، در من جان گرفتند و با من زندگي كردند.» عبدالله عامري در يك خانواده كاملاً مذهبي و در محله امامزاده يحيي، چسبيده به خيابان ري و از نقاط قديمي تهران، كه در ميانه شمال و جنوب شهر قرار گرفته بود و بافت اجتماعي متوسطي داشت، متولد ميشود. «روبهروي امامزاده يحيي و نزديك خانه ما مسجدي بود كهبهخاطرم هست تابستانها مردم روي پشتبام آن نماز ميخواندند. در وسط حياط مدرسه مسجد درخت چنار كهنسالي قرار داشت كه محيط دور تنه آن شش متري ضخامت داشت و شاخ و برگ گسترده آن سايهبان تمام حياط مسجد و پشتبام آن ميشد. كشف نقاشي اتفاق مهمي در كودكياش بود. او ناخواسته زباني را ميفهميد و درك ميكرد كه ميتوانست با آن سكوت كلامي را جبران كند. «گاهي از مدرسه كه برميگشتم برادر بزرگتراش را ميديدم كه در حال خط كشيدن روي ديوار است. من اول چيزي نميفهميدم ولي محو تماشاي خطخطيهاي او ميشدم. يواش يواش ميديدم كه اين خطها گل ميشوند، خانهها يا كوه ميشوند. فهميدم كه چنين كاري هم ميتوان كرد. من هم شروع به كشيدن شكلها و نقشها روي ديوار كردم. از اينكه ميتوانستم شكل اشيا را بكشم بينهايت مسرور ميشدم. بعد از مدتي ياد گرفتم كه با مدادرنگي منظرههايم را هم رنگ كنم. يك بار عكس منظرهأي را كه روي كارت پستال بود با مداد رنگي كشيدم. وقتي ديدم كه نقاشي من هم شبيه عكس روي كارت شده بهقدري ذوق زدهشدم كه آن را به همه نشان دادم. تشويق خانواده ودوستان مرا در اين كار دلگرم ميكرد.» به راهنمايي دائي خود براي ادامه تحصيل به هنرستان ميرود و ديپلم نقاشي ميگيرد. از جمله استادان او عليمحمد حيدريان و رسام ارژنگ بودند. بعداز هنرستان بلافاصله و بدون كنكور ورودي وارد «هنركده هنرهاي زيبا» ميشود.(۱۳۱۹) عبداله عامري مانند بسياري از هم نسلانش كه از اولين فارغالتحصيلان دانشكده هنرهاي زيبا دانشگاه تهران بودند، در دوران تحصيل با نوگرايي در نقاشي و با مكاتبي مثل امپرسيونيسم و پست امپرسيونيسم آشنا ميشود و تجربه ميكند، و در دورههاي بعد از تحصيل، هم پاي نگرشهاي تازهاي كه در حيطه نقاشي مطرح ميگردد، به تجربه اندوزي خود ادامه ميدهد. بدين ترتنيب او با بسياري از گرايشهاي رايج در نقاشي مانند كوبيسم، نقاشي انتزاعي و نيمه انتزاعي، سوررئاليسم ونيز چشمداشت و توجه به هنر ايراني را تجربه ميكند و سرانجام بنا به خواسته خود و با توجه به حال و هواي موضوع نقاشي، تكنيك و يا سبكي را بهكار ميگيرد. «معتقدم كه نقاش بايد تكنيكهاي مختلفي كار كند تا هر مضموني را با تكنيك مناسب خودش بتواند بيان كند. وقتي به موضوعي فكر ميكنم، به اين هم ميانديشم كه اين موضوع را با چه تكنيكي بهتر ميتوان بيان كرد و سرانجام سراغ همان تكنيك ميروم. به همين جهت هم كارهاي من داراي يك روش و تكنيك ثابت نيستند و به شيوههاي اكسپرسيونيستي، سوررئال. آبستره و امپرسيونيست كار كردهام.» او كه با طبيعتسازي استادانهاي كارش را شروع كرده در بند آن شيوه كه هم در آن محدوده او را ميستايند، نميماند. به ساختن پردههاي اكسپرسيونيستي همچون منظره قهوه خانه ييلاقي و پل سرچشمه در بينيال دوم و سوم رو ميكند در همان اوان به كارهاي «پست امپرسيونيستي» توجه ميكند لحن كارهاي وانگوگ و سزان و گوگن را در فضاهاي سبز، آبي، قهوهاي آن دورهاش ميتوان شنيد. در دورهاي به فضاي آبستره فيگوراتيو ميرسد و «تابلو بار سنگين» اوج كارهاي اين دوره اوست كه خود ميگويد اجازه نمايش آن را سالها به او نداده بودند. چارپاياني كه تور پر از كاه را حمل ميكنند با خطوط مختصر قرمز و سياه خيلي سريع ساخته شده و از دور به مسامحه كلافهاي زرد را ميمانند كه در تپههاي كروي و درختان گردو پيچيده سبز در افقي دوراني همچون منظومهاي از حجمهاي رنگين گرد هم ميچرخند تا نماي جلوي تابلو كه گرايش و ريزش رنگها به جلو - با هجومي به آينده - بيننده را ميخكوب ميكند، آن دوران سرسامآور به سطح مستوي پايان ميپذيرد. او از اين هم فراتر ميرود، در تابلوي توفان، شيروانيها و درختان چنان از ريشه كنده شده و در هوا به شتاب دور شدهاند كه نقاش فقط رد حركت سريع حجم رنگي آنها را نشان داده است. اين تابلو حركت محض رنگ در فضا ست. به رغم تمام تنوع كاري كه عبدالله عامري در پيش گرفته است، دو نكته به طرز بارزي در كارهاي او به چشم ميخورد: نكته اول مفهومگرايي در آثار اوست. «هنرمندان بايد در راه تعالي و پيشرفت جامعهشان فعال باشند. كار من فقط بازي با چهار تا رنگ نيست. يك ظرف هر چقدر هم زيبا باشد، ولي اگر از غذاي مناسب تهي باشد، هيچ شكم گرسنهاي را سير نميكند. نقاشي بايد علاوه بر زيبايي، داراي مفاهيم عالي هم باشد تا هم مردم از آن استفاده كنند و هم خودش. خداوند گفته شما هم در مقابل خودتان، و هم در برابر جامعه مسئول هستيد. اينها را هنرمند بايد با كار خودش نشان دهد، و الا اگر غير از اين باشد، مردم خيلي زود اثر او را فراموش ميكنند.» كارهاي اساتيد گذشته قبل از ميكلآنژ، رافائل، حتي نقاشيهاي پيكاسو، كه بسيار مدرن هستند، تنها بهخاطر ظاهر زيباي آنها پابرجا نيستند، بلكه محتواي آنها هم داراي ارزش هستند.» نكته ديگري كه در آثار او قابل اعتنا ميباشند، عشق به طبيعت است. طبيعتي كه مظهر لطف خدا به بندگانش است. اين عشق را بهخصوص در همه مناظري كه از طبيعت كشيده ميتوان مشاهده كرد. رنگهاي روشن و درخشان مناظر او، انعكاسي از صفا، خلوص، پاكي و نيز اعتنا به «نگارگري ايراني» است. اين توجه او به نگارگري را از دورگيريهايي كه گاه بهكار ميگيرد ميتوان تشخيص داد. در تابلو «مهتاب» خانوادهاي را ميبينيم كه روي پشتبام يك آسياب آبي خوابيدهاند. بر فراز آسمان، قرص كامل گاه از لابهلاي ابرها، زمين را نورباران ميكند. روستايي كه در دل كوه و زير نور ماه لميده، هنوز كاملاً بهخواب نرفته است. گويي نسيم ملايمي برگ درختان را با وزش خود به حركت درآورده است. فضا آكنده از صداي خفيف باد در ميان برگ درختان و همهمه جويبار است. مرد هنوز بهخواب نرفته و غرق در تفكر است. او به چه چيزي فكر ميكند؟ طبيعتاً آنچه دغدغه نقاش است: «من عاشق اين مهتاب هستم. اين سكوت شب و مهتابي كه در آن حال و هواي عرفاني به آدم دست ميدهد و آدم را به تفكر درباره راز خلقت ميبرد.» شايد در جستجوي همين سكوت و نور ماه بود كه سالها پيش محله امامزاده يحيي را كه ديگر صفاي كودكياش را نداشت ترك گفت و در منطقهاي از كرج كه آن موقع نقطه دنج و خلوتي بود سكونت كرد و ميكند. |
|
تعداد بازدید : 2357 |
تعداد نظرات : 5
5 نظر درحال تایید است و یا بدلیل مغایرت با ارزشهای انسانی حذف شده است
|
|
نظر خود را در مورد عبدا.. عامري ثبت کنید.
|
آثار عبدا.. عامري









